دشنه ی تیز و من و شاهرگِ هر دو دستم
من که حالا چمدانِ سفرم بر بستم
چمدانِ که در او درد و غم و هجر و فراق
هر چه از عشق تو درسهمِ خودم را بستم
رفتی و بعد تو من نیست شدم؛ نابودم
من ندانم که هنوزم ز چه خاطر هستم
رفتنت؛ رفتنِ جانم ز بدن بود و هنوز
ز ناخلف...ما را در سایت ناخلف دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:55
ما را در سایت ناخلف دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 14:55